فهرست مطالب
معرفی کتاب طرز فکر پیشاهنگی اثر جولیا گالف
آیا تا به حال برایتان پیش آمده که درباره موضوعی مطمئن باشید، اما بعداً متوجه شوید بخشی از واقعیت را نادیده گرفتهاید؟ یا زمانی که تصمیمی گرفتهاید، بهجای بررسی نشانههای اشتباه بودن آن، بیشتر به دنبال دلایلی گشتهاید که ثابت کنند تصمیم شما درست بوده است؟
این اتفاق برای بسیاری از ما آشناست. ما معمولاً تصور میکنیم هنگام تصمیمگیری، شواهد را بررسی میکنیم و سپس به یک نتیجه میرسیم؛ اما در بسیاری از مواقع، ابتدا به یک نتیجه یا باور میرسیم و بعد شروع میکنیم به پیدا کردن دلایلی برای دفاع از آن.
کتاب «طرز فکر پیشاهنگی» (The Scout Mindset) نوشته جولیا گالف دقیقاً به همین مسئله میپردازد. گالف در این کتاب تلاش میکند نشان دهد چگونه میتوان به جای دفاع از باورهای قبلی، واقعیت را دقیقتر دید، اشتباهات خود را راحتتر پذیرفت و در صورت مواجهه با شواهد جدید، نظر خود را اصلاح کرد.
کتاب طرز فکر پیشاهنگی درباره چیست؟
ایده اصلی کتاب را میتوان در یک تفاوت ساده خلاصه کرد:
ذهنیت سرباز میخواهد از یک موضع دفاع کند، اما ذهنیت پیشاهنگی میخواهد بفهمد واقعیت چیست.
جولیا گالف برای توضیح این تفاوت از دو تصویر استفاده میکند: سرباز و پیشاهنگ.
وظیفه سرباز دفاع از موضع خود است. بنابراین وقتی اطلاعاتی میبیند که با باورش سازگار است، احتمالاً آن را جدی میگیرد و وقتی با اطلاعات مخالف روبهرو میشود، به دنبال راهی برای رد کردن یا کماهمیت جلوه دادن آن میگردد.
اما پیشاهنگ وظیفه دیگری دارد. او باید منطقه را بررسی کند و تا حد امکان نقشهای دقیق از آنچه واقعاً وجود دارد بسازد؛ حتی اگر نتیجه با چیزی که انتظار داشته متفاوت باشد.
در زندگی واقعی، هیچکدام از ما همیشه «سرباز» یا همیشه «پیشاهنگ» نیستیم. ممکن است در یک موضوع بسیار پذیرای شواهد جدید باشیم، اما در موضوعی دیگر بهشدت از باور خود دفاع کنیم. ایده کتاب این است که میتوانیم آگاهانه تمرین کنیم تا در موقعیتهای بیشتری مانند یک پیشاهنگ فکر کنیم.
مشکل اصلی چیست؟ چرا از باورهای خود دفاع میکنیم؟
یکی از نکات مهم کتاب این است که مشکل فقط کمبود اطلاعات یا هوش نیست.
ممکن است فردی اطلاعات زیادی داشته باشد و همچنان در برابر شواهد مخالف باورهایش مقاومت کند. مسئله این است که گاهی هدف ذهن ما پیدا کردن حقیقت نیست؛ بلکه حفظ یک باور یا تصویری است که برایمان اهمیت دارد.
برای مثال تصور کنید فردی سهام یک شرکت را خریداری کرده است. بعد از مدتی، اطلاعاتی منتشر میشود که نشان میدهد شرایط شرکت چندان مناسب نیست.
دو واکنش متفاوت ممکن است اتفاق بیفتد:
واکنش اول:
«من این شرکت را بررسی کردهام؛ پس حتماً مشکلی در این خبر وجود دارد.»
فرد شروع میکند به پیدا کردن دلایلی که نشان دهد تصمیم قبلی او درست بوده است.
واکنش دوم:
«اگر تحلیل من اشتباه باشد، چه شواهدی باید ببینم؟»
در این حالت، فرد به جای دفاع از تصمیم قبلی، دوباره اطلاعات را بررسی میکند.
تفاوت این دو واکنش، نمونهای ساده از تفاوت میان ذهنیت سرباز و ذهنیت پیشاهنگی است.
چرا قبول کردن اشتباه برای ما سخت است؟
اشتباه کردن به خودی خود همیشه مشکل اصلی نیست؛ مشکل زمانی ایجاد میشود که اشتباه کردن را شکست شخصی بدانیم.
اگر تغییر عقیده را به معنی «من باهوش نبودم»، «من اشتباه کردم» یا «من شکست خوردم» بدانیم، طبیعی است که ذهنمان در برابر تغییر مقاومت کند.
اما اگر تغییر عقیده را نوعی بهروزرسانی اطلاعات بدانیم، شرایط متفاوت میشود.
یک پیشاهنگ اگر متوجه شود نقشهای که در اختیار دارد دقیق نیست، از اینکه نقشه را اصلاح کند ناراحت نمیشود. اتفاقاً اصلاح نقشه یعنی اطلاعات او بهتر شده است.
همین نگاه را میتوان به تصمیمهای زندگی نیز منتقل کرد.
تغییر نظر همیشه نشانه ضعف نیست؛ گاهی نشانه این است که اطلاعات جدید را جدی گرفتهایم.
یکی از مهمترین درسهای کتاب: «چه چیزی میتواند نظر من را تغییر دهد؟»
یکی از کاربردیترین روشهایی که از ایدههای کتاب میتوان استخراج کرد، پرسیدن یک سؤال ساده قبل از تصمیمگیری است:
«چه چیزی میتواند باعث شود بفهمم اشتباه میکنم؟»
فرض کنید تصمیم گرفتهاید یک مهارت جدید یاد بگیرید.
به جای اینکه فقط بگویید:
«این مهارت حتماً برای آینده من مفید است.»
از خودتان بپرسید:
«اگر بعد از مدتی مشخص شود این انتخاب برای من مناسب نیست، چه نشانههایی باید ببینم؟»
یا در یک تصمیم مالی:
«چه اطلاعاتی میتواند نشان دهد فرض اولیه من درباره این سرمایهگذاری اشتباه بوده است؟»
این سؤال باعث میشود فقط به دنبال اطلاعات موافق نباشیم و از قبل جایی برای شواهد مخالف نیز در نظر بگیریم.
یک روش ساده برای تمرین طرز فکر پیشاهنگی
برای استفاده عملی از ایده کتاب، میتوانیم قبل از تصمیمهای مهم چهار سؤال از خودمان بپرسیم:
۱. من الان چه چیزی را باور دارم؟
اول باور خود را دقیق و بدون ابهام بنویسید.
مثلاً:
«فکر میکنم این تصمیم بهترین گزینه برای من است.»
۲. چرا این را باور دارم؟
دلایل خود را بنویسید و بین «واقعیت» و «برداشت شخصی» تفاوت بگذارید.
۳. چه شواهدی میتواند نشان دهد که اشتباه میکنم؟
این مرحله بسیار مهم است.
اگر هیچ چیزی را نتوانیم تصور کنیم که باعث تغییر نظرمان شود، احتمال دارد بیشتر در حال دفاع از باور خود باشیم تا بررسی آن.
۴. اگر شخص دیگری همین تصمیم را گرفته بود، چه ایرادی از آن میگرفتم؟
این سؤال کمک میکند استاندارد متفاوتی برای خودمان و دیگران نداشته باشیم.
ممکن است اشتباهی را در تصمیم دوستمان خیلی سریع ببینیم، اما همان اشتباه را در تصمیم خودمان با دهها دلیل توجیه کنیم.
ذهنیت پیشاهنگی در سرمایهگذاری چه کاربردی دارد؟
این موضوع برای سرمایهگذاران و معاملهگران اهمیت ویژهای دارد.
یکی از خطرهای تصمیمگیری مالی این است که فرد بعد از ورود به یک موقعیت، به آن وابستگی ذهنی پیدا کند. در این شرایط ممکن است اخبار مثبت را بیشتر ببیند و اطلاعات منفی را نادیده بگیرد.
مثلاً فردی یک دارایی را خریداری کرده و انتظار افزایش قیمت آن را دارد. اگر قیمت کاهش پیدا کند، ممکن است به جای بررسی دوباره فرض اولیه، دائماً منتظر دلیلی برای بازگشت قیمت بماند.
طرز فکر پیشاهنگی پیشنهاد میکند سؤال متفاوتی بپرسیم:
«اگر هنوز این دارایی را نداشتم، با اطلاعاتی که امروز دارم، آیا باز هم آن را میخریدم؟»
این سؤال کمک میکند تصمیم فعلی را از تصمیم گذشته جدا کنیم.
البته این به معنی آن نیست که هر کاهش قیمت نشانه اشتباه بودن یک سرمایهگذاری است؛ بلکه هدف این است که تصمیم خود را بر اساس اطلاعات فعلی دوباره ارزیابی کنیم، نه صرفاً به دلیل اینکه قبلاً تصمیم دیگری گرفتهایم.
آیا باید همیشه نسبت به باورهای خود شک کنیم؟
نه.
طرز فکر پیشاهنگی به معنی این نیست که همیشه مردد باشیم یا هیچ نظری نداشته باشیم.
اتفاقاً میتوانیم باورهای قوی داشته باشیم، اما آنها را غیرقابل تغییر ندانیم.
تفاوت مهم اینجاست:
«من مطمئنم و دیگر چیزی نمیتواند نظر من را تغییر دهد.»
با:
«با توجه به اطلاعاتی که الان دارم، احتمال میدهم این نظر درست باشد؛ اما اگر شواهد مناسبی پیدا شود، آن را دوباره بررسی میکنم.»
ذهنیت پیشاهنگی بیشتر به جمله دوم نزدیک است.
در این رویکرد، هدف رسیدن به قطعیت مطلق نیست؛ هدف این است که باورهای ما تا حد امکان با شواهد موجود هماهنگ باشند. گالف نیز بر توجه به میزان اطمینان، بررسی فرضها و آمادگی برای اصلاح باورها تأکید میکند.
باور خود را با هویت شخصی یکی نکنیم
یکی دیگر از موضوعات مهم کتاب، ارتباط میان باورها و هویت است.
گاهی یک نظر یا دیدگاه به بخشی از هویت ما تبدیل میشود. در این شرایط، تغییر آن باور دیگر فقط تغییر یک عقیده نیست؛ ممکن است احساس کنیم بخشی از خودمان را از دست میدهیم.
مثلاً ممکن است فردی خود را همیشه «یک معاملهگر موفق»، «یک کارآفرین»، «یک فرد کاملاً منطقی» یا «کسی که همیشه تصمیم درست میگیرد» بداند.
اگر این تصویر بیش از حد با هویت فرد گره بخورد، پذیرش اشتباه سختتر میشود.
اما اگر باورهای خود را به شکل موقتتر و قابل اصلاحتری ببینیم، تغییر نظر آسانتر خواهد شد.
به جای اینکه بگوییم:
«من چنین آدمی هستم.»
میتوانیم بگوییم:
«در حال حاضر این دیدگاه را دارم.»
همین تفاوت کوچک، فضای بیشتری برای یادگیری و اصلاح ایجاد میکند.
سه تمرین ساده برای تقویت طرز فکر پیشاهنگی
برای اینکه این مفهوم فقط در حد یک ایده باقی نماند، میتوانیم آن را در زندگی روزمره تمرین کنیم.
تمرین اول: پیشبینی خود را ثبت کنید
قبل از یک اتفاق مهم، پیشبینی خود را بنویسید.
مثلاً:
«فکر میکنم احتمال دارد این پروژه تا پایان ماه تمام شود.»
بعداً نتیجه واقعی را با پیشبینی خود مقایسه کنید.
این کار کمک میکند متوجه شویم در چه شرایطی بیش از اندازه مطمئن میشویم.
تمرین دوم: عمداً دنبال شواهد مخالف بگردید
وقتی درباره موضوعی نظر مشخصی دارید، فقط منابع موافق را بررسی نکنید.
از خودتان بپرسید:
«اگر دیدگاه مخالف درست باشد، چه شواهدی باید وجود داشته باشد؟»
هدف این کار تغییر اجباری نظر نیست؛ هدف این است که اطلاعاتی را که ممکن است با باور ما ناسازگار باشند نیز ببینیم.
تمرین سوم: آخرین باری را که نظرتان تغییر کرد به یاد بیاورید
از خودتان بپرسید:
«آخرین بار چه زمانی فهمیدم درباره یک موضوع اشتباه میکردم و نظرم را تغییر دادم؟»
اگر پاسخ روشنی ندارید، شاید بد نباشد بررسی کنید که آیا واقعاً به اندازه کافی در معرض اطلاعات مخالف قرار میگیرید یا خیر.
طرز فکر پیشاهنگی چه چیزی به ما یاد میدهد؟
پیام اصلی کتاب را میتوان در یک جمله خلاصه کرد:
هدف از فکر کردن فقط دفاع از چیزی که میخواهیم درست باشد نیست؛ هدف این است که بفهمیم واقعاً چه چیزی درست است.
ما نمیتوانیم تمام خطاهای فکری خود را حذف کنیم و همیشه کاملاً بیطرف باشیم. اما میتوانیم عادتهایی ایجاد کنیم که احتمال گرفتار شدن در آنها را کاهش دهند.
میتوانیم قبل از تصمیمهای مهم، فرضهای خود را بررسی کنیم، شواهد مخالف را جدی بگیریم، میزان اطمینان خود را واقعبینانهتر ارزیابی کنیم و وقتی اطلاعات جدیدی به دست میآوریم، بدون اینکه تغییر نظر را شکست بدانیم، تصمیم خود را اصلاح کنیم.
جمعبندی؛ چرا خواندن طرز فکر پیشاهنگی میتواند مفید باشد؟
«طرز فکر پیشاهنگی» نوشته جولیا گالف کتابی درباره بهتر فکر کردن، شناخت خطاهای ذهنی و تصمیمگیری آگاهانهتر است. ایده محوری آن ساده اما مهم است: به جای اینکه از باورهای خود مانند یک سرباز دفاع کنیم، مانند یک پیشاهنگ تلاش کنیم نقشه دقیقتری از واقعیت داشته باشیم.
این نگاه در بسیاری از حوزههای زندگی کاربرد دارد؛ از انتخاب شغل و روابط گرفته تا یادگیری، کسبوکار و سرمایهگذاری.
شاید یکی از مهمترین درسهای کتاب این باشد که اشتباه بودن پایان کار نیست. اگر بتوانیم اشتباه خود را ببینیم و بر اساس اطلاعات جدید مسیرمان را اصلاح کنیم، در واقع اطلاعات و تصمیمهای آینده خود را بهتر کردهایم.
بنابراین دفعه بعد که درباره موضوعی احساس اطمینان زیادی داشتید، یک سؤال ساده از خودتان بپرسید:
«چه چیزی میتواند نشان دهد که شاید اشتباه میکنم؟»
همین سؤال ساده میتواند شروعی برای نزدیکتر شدن به طرز فکر پیشاهنگی باشد.
برای دسترسی به مطالب مفید دیگر و همچنین اطلاع از زمان برگزاری ورکشاپ های رایگان و دوره های آموزشی آموزشگاه ویراسرمایه ما را در پیامرسان های زیر دنبال کنید .
مطالب مرتبط
برای تکمیل دانش خود در زمینه سرمایهگذاری و بازارهای مالی، مطالعه مقالات زیر را نیز پیشنهاد میکنیم:
- معرفی کتاب اصل گرایی و راهکارهای آن برای زندگی بهتر
- معرفی کتاب طرز فکر ( تاثیر باور های ما بر توانایی های ما )
- معرفی کتاب کار عمیق ( اثر کال نیوپورت )
- کتاب تفکر، سریع و کند؛ چرا همیشه منطقی تصمیم نمیگیریم؟
- معرفی کتاب چهار هزار هفته اثر الیور برکمن ( مدیریت زمان و زندگی)
- معرفی کتاب جادوگران بازار نوین (راز موفقیت معاملهگران بزرگ)
- معرفی کتاب معاملهگر منضبط اثر مارک داگلاس
- ثروتمندترین مرد بابل (معرفی کتاب و مهمترین درسهای مالی آن)
- کتاب تجارت در منطقه
- ۱۰ اشتباه رایج سرمایهگذاران تازهکار؛ جلوگیری از ضررهای بزرگ
- آشنایی با راهکارهای یکی از موفق ترین سرمایه گذاران جهان ( وارن بافت )
- کتاب پدر ثروت مند پدر فقیر
- کتاب قدرت عادت
- کتاب اثر مرکب
- کتاب عادت اتمی
- کتاب طرح بازاریابی کسب و کارهای کوچک
- کتاب سرمایه گذار هوشمند از بنجامین گراهام
- کتاب روانشناسی پول از مورگان هاوسل




